d71acced 680f 42f1 9bdc f5df84ab04d6

دو کاربر یک کار یکسان انجام می دهند: پیدا کردن گفت و گوی دیروز و فرستادن یک فایل. نفر اول صفحه ای آرام با چند کنترل محدود می خواهد. نفر دوم ده ها کانال، گروه کاری و حساب را مدیریت می کند و بدون پوشه، تب و میانبر وقت از دست می دهد. اگر رابط برای کاربر اول طراحی شود، نفر دوم آن را ناقص می بیند؛ اگر تمام نیازهای نفر دوم روی صفحه قرار بگیرد، کاربر اول در شلوغی گم می شود. این تضاد کوچک، یکی از مسائل اصلی طراحی محصول است.

نسخه های مختلف تلگرام یک آزمایشگاه طبیعی برای دیدن پاسخ های متفاوت به این مسئله هستند. هسته کار تقریبا مشابه است، اما یک نسخه روی حرکت روان و ظاهر مدرن تاکید می کند و نسخه دیگر دسته بندی، تب و شخصی سازی را جلو می آورد. برای طراح، پرسش جذاب این نیست که کدام نسخه زیباتر است؛ پرسش این است که هر تصمیم چه هزینه ای به توجه کاربر تحمیل می کند.

تراکم رابط، تصمیم درباره مخاطب است

صفحه خلوت اغلب حرفه ای و مدرن به نظر می رسد، اما فضای سفید به خودی خود تجربه خوب نمی سازد. اگر کاربر برای رسیدن به عملی پرتکرار مجبور باشد سه منو را باز کند، خلوتی با هزینه زمان به دست آمده است. در طرف مقابل، نمایش همه ابزارها در صفحه اصلی سرعت کاربر باتجربه را بالا می برد، اما یادگیری را برای تازه وارد سخت می کند.

تراکم مناسب از تعداد عناصر تعیین نمی شود؛ از نسبت عناصر مفید به تصمیم های لازم ساخته می شود. دکمه ای که هر روز استفاده می شود تراکم مفید است. گزینه ای که ماهی یک بار لازم می شود و همیشه در معرض دید قرار دارد، نویز است.

سلسله مراتب باید پیش از رنگ کار کند

در فهرست گفت و گوها، کاربر باید بدون خواندن دقیق همه ردیف ها تفاوت پیام خوانده نشده، گفت و گوی سنجاق شده، کانال بی صدا و پیش نویس را تشخیص دهد. اگر این تفاوت فقط با رنگ نشان داده شود، در تم دیگر یا برای کاربری با محدودیت تشخیص رنگ از بین می رود. وزن تایپوگرافی، فاصله، آیکون، موقعیت و برچسب باید در کنار رنگ معنا را بسازند.

یک تمرین ساده برای طراح این است که از صفحه اسکرین شات سیاه و سفید بگیرد. آیا هنوز اولویت ردیف ها دیده می شود؟ سپس تصویر را کمی تار کند. آیا بلوک اصلی، اعلان و عمل مهم قابل تشخیص هستند؟ اگر پاسخ منفی است، پالت رنگی جذاب مشکل سلسله مراتب را پنهان کرده است.

قابلیت پیشرفته را مرحله ای آشکار کنید

راه میانه میان رابط خالی و داشبورد شلوغ، آشکارسازی مرحله ای است. کاربر تازه وارد ابتدا عمل های پایه را می بیند؛ ابزارهای پیشرفته در زمینه مرتبط ظاهر می شوند. برای مثال تنظیمات دانلود رسانه باید کنار بخش داده و ذخیره سازی باشد، نه در منویی مستقل با نام مبهم. مدیریت پوشه نیز زمانی معنا دارد که کاربر تعداد قابل توجهی گفت و گو داشته باشد.

این اصل را می توان در معرفی محصول هم به کار برد. به جای نمایش بیست قابلیت در اولین اجرا، یک مزیت اصلی را نشان دهید و اجازه دهید بقیه هنگام نیاز کشف شوند. راهنمای اجباری طولانی معمولا نشانه آن است که ساختار صفحه بدون توضیح کافی نیست.

دو فلسفه: سرعت ادراک و سرعت عملیات

رابطی مانند  تلگرام ایکس با تاکید بر ظاهر مدرن و حرکت روان  بیشتر روی سرعت ادراک کار می کند: انتقال ها، بازخورد لمس و پیوستگی بصری به کاربر حس پاسخ گویی می دهند. در مقابل،  پلاس مسنجر با دسته بندی چت ها  به سرعت عملیات کاربر پرتراکنش توجه دارد؛ کسی که میان گروه های زیاد جابه جا می شود، با تب و پوشه کلیک کمتری انجام می دهد.

این دو هدف مخالف نیستند، اما اولویت دادن به هر کدام شکل محصول را عوض می کند. انیمیشن نرم اگر مسیر کار را طولانی کند، بعد از مدتی آزاردهنده می شود. میانبر فراوان نیز اگر مدل ذهنی مشخصی نداشته باشد، کاربر را وادار می کند جای ابزارها را حفظ کند.

جدول ارزیابی یک رابط پیام رسان

لایه سوال طراحی آزمون سریع
ساختار کاربر می داند اکنون در کدام حساب، پوشه یا گفت و گو است؟ عنوان و مسیر را بدون رنگ بررسی کنید.
اولویت پیام تازه و عمل اصلی پیش از جزئیات دیده می شوند؟ آزمون نگاه پنج ثانیه ای انجام دهید.
کنترل عمل های پرتکرار چند لمس فاصله دارند؟ سه سناریوی روزانه را زمان بگیرید.
بازخورد ارسال، دانلود و خطا وضعیت قابل فهم دارند؟ شبکه را ضعیف کنید و رفتار را ببینید.
دسترس پذیری متن، کنتراست و هدف لمس برای افراد مختلف مناسب است؟ اندازه متن سیستم را افزایش دهید.

پوشه و تب فقط یک کنترل نیستند

اضافه کردن تب بالای صفحه ساده به نظر می رسد، اما مدل اطلاعات را تغییر می دهد. آیا یک گفت و گو می تواند در دو پوشه باشد؟ پوشه خالی چه چیزی نشان می دهد؟ پیام خوانده نشده در پوشه خارج از دید چگونه اعلام می شود؟ ترتیب تب ها ثابت است یا کاربر آن را عوض می کند؟ پاسخ هر سوال روی اعلان، جستجو و ناوبری اثر می گذارد.

طراح نباید پوشه را صرفا به عنوان نوار رنگی ببیند. این قابلیت قراردادی میان سیستم و کاربر است: «من به تو اجازه می دهم جهان شلوغ را بر اساس مدل ذهنی خودت مرتب کنی.» اگر همگام سازی یا شمارنده ها خلاف این مدل رفتار کنند، اعتماد خیلی سریع از بین می رود.

شخصی سازی باید مرز داشته باشد

تغییر رنگ، اندازه متن و چیدمان می تواند حس مالکیت ایجاد کند. اما گزینه های بیش از حد، طراحی را از محصول به پنل تنظیمات تبدیل می کنند. تصمیم بگیرید کدام بخش بیان سلیقه است و کدام بخش باید برای حفظ سازگاری ثابت بماند. تغییر تم نباید کنتراست اعلان را از بین ببرد؛ جابه جایی تب نیز نباید دکمه خروج از حساب را کنار عمل روزمره قرار دهد.

پیش فرض خوب مهم تر از تعداد انتخاب هاست. بیشتر کاربران تنظیمات را دست نمی زنند. بنابراین حالت اولیه باید برای طیف وسیعی از کاربران قابل استفاده باشد و شخصی سازی، اصلاح تجربه باشد نه تعمیر آن.

حرکت وقتی مفید است که رابطه را توضیح دهد

انیمیشن ورود به گفت و گو باید نشان دهد کاربر از فهرست به جزئیات رفته است. حرکت دکمه ارسال می تواند دریافت فرمان را تایید کند. اما جهش، محو شدن و کشش بی دلیل فقط زمان و توان پردازشی مصرف می کنند. روی گوشی ضعیف، همین تزئین ممکن است به مکث تبدیل شود و حس کیفیت را برعکس کند.

سه سرعت برای انیمیشن را آزمایش کنید: عادی، کند و خاموش. در حالت کند معلوم می شود آیا مسیر حرکت منطقی است؛ در حالت خاموش مشخص می شود آیا کاربر بدون آن هم تغییر وضعیت را می فهمد. طراحی خوب با خاموش شدن حرکت فرو نمی ریزد.

مقایسه به جای الهام سطحی

کپی کردن رنگ یا شکل تب از یک محصول محبوب، مطالعه طراحی نیست. چند نسخه را با یک سناریوی یکسان بررسی کنید: ساخت پوشه، پیدا کردن فایل هفته قبل، بی صدا کردن کانال و برگشتن به پیام خوانده نشده. صفحه  مقایسه نسخه های تلگرام  برای انتخاب نمونه هایی با تمرکز متفاوت نقطه شروع مناسبی است. سپس تعداد لمس، مکث و خطای هر مسیر را ثبت کنید.

در تحلیل، میان ترجیح شخصی و شواهد تفاوت بگذارید. «این رابط را دوست دارم» داده طراحی نیست. «سه نفر از پنج کاربر، پوشه را با جستجو اشتباه گرفتند» مشاهده قابل استفاده است.

طرحی که برای هر دو کاربر جا دارد

رابط خلوت و رابط پرامکانات دو سبک تزئینی نیستند؛ دو پاسخ به حجم کار متفاوت اند. محصول بالغ می تواند مسیر پایه را آرام نگه دارد و قدرت را در لایه های بعدی ارائه کند. طراح زمانی موفق است که کاربر تازه وارد بدون آموزش پیام بفرستد و کاربر حرفه ای بدون جنگ با منوها، محیط خودش را بسازد.